Thursday, September 4, 2008

ما مي‌توانيم خشونت را برداريم و مهربانی و بخشندگی را جايگزين آن کنيم.محمد مصطفایی

چطور مي‌توانيم نوجوانی را با قصد و نيت قبلي، اعدام کنيم در حالی که او با قصد و نيت قبلی کسی را نکشته است. چطور مي‌توانيم با اينکه مي‌دانيم مي‌خواهيم کسی را به قتل برسانيم طناب دار را به گردن وی اندازيم و مجرمی را که ناخواسته اين نام را با خود به يدک مي‌کشد، بکشيم. چطور مي‌توانيم لرزش بدن نحيف نوجوانی را ببينيم که وجودش سرشار از پشيمانی و ندامت است. چطور مي‌توانيم کسی را که سالها در زندان در بدترين شرايط محبوس بوده است را دو بار مجازات کنيم يک بار برای سلب آزادی و بار ديگر برای سلب حيات و ما چطور مي‌توانيم ..... آيا پس از به دار آويختن اين نوجوانان که بر حسب قضا و قدر مرتکب اشتباهی شده و دست تقدير جان ديگری را گرفته، مي‌توانيم آسوده بخوابيم؟ آيا مي‌توانيم لرزشهای بدن نوجوان ايرانی را که ناخواسته مرتکب جرم شده است را در ذهن خود تجسم کنيم؟ آيا مي‌توانيم جنازه آويزان وی را در بالای دار در ذهن خود مرور کنيم؟ و يا صدای خرخر جان دادنش را در گوش خود تکرار کنيم؟.... قبول مي‌کنم که - بر اثر هر چيزی که شما بفرماييد يا اشتباه يا کودکی يا حماقت يا بي‌عقلی و يا... - عزيزی از عزيزان خانواده‌ای جان داده و روحش به ملکوت علی پيوسته است ولی آيا اگر اين نوجوانان درمانده را به دار آويزيم جان آن عزيز از دست رفته اعاده مي‌گردد؟ آيا جامعه عاری از جرم و جنايت مي‌شود؟ آيا مجرم تنبيه مي‌گردد در حالی که با سلب حياتش ديگر وجود خارجی نخواهد داشت؟ و آيا به آرامش خاطر مي‌رسيم؟ هر چند تجربه ثابت کرده است که کسانی که قاتل عزيزشان را به دار مي‌آويزند نه تنها به آرامش نمي‌رسند بلکه به مراتب به درد و استرسها و دغدغه‌هايشان افزوده مي‌گردد. کشور ما از معدود کشورهايی مي‌باشد که اطفال زير ۱۸ سال را که مرتکب جرمی مي‌شوند که مجازات آن سلب حيات است به مرگ محکوم مي‌کند و حکم مرگ را چه در سن زير ۱۸ و چه در بالای ۱۸ سال اعمال و اين مجازات را – گاهی اوقات در اسرع وقت - اجرا مي‌کند مجازاتی که در سال ۱۳۷۲ از قوانين کشورمان با تصويب ماده ۳۷ کنوانسيون حقوق کودک زدوده شد ولی به دلايل مختلف از جمله عدم آگاهی قضات به مفاد کنوانسيون و نظريه شورای محترم نگهبان در مورد غيرشرعی بودن اين ماده در حکم قانون، همچنان جان نوجوانان را مي‌گيرد. چند سالی است که وکالت اطفالی که در هنگام ارتکاب جرم سنشان زير ۱۸ سال بوده را برای رضای خدا و بر حسب سوگندی که ياد کرده‌ام به صورت رايگان و مجانی قبول نموده و در اين راستا تمام سعی و توان خود را به کار برده‌ام تا اين نوجوانان به پای چوبه دار نروند. در اين راه عده‌ای از نوجوانان از لحاظ قضايی نور اميدی مي‌يابند. عده‌ای مشمول عفو و بخشش اوليای دم قرار مي‌گيرند و از مرگ و زندان رها مي‌شوند و عده‌ای نيز، همچون امير امرالهي، محمد فدايي، بهنام زارع و دهها نفر ديگر نه اقبالی در رسيدگی قضايی داشته و نه نور اميدی به بخشش اولياء دم دارند. کافی است هر يک از ما به سراغ نوجوانان محکوم به مرگ رفته و با تک تک آنها رو به رو شويم از آنها بشنويم که چطور مرتکب جرم شده اند؟ آيا انگيزه خاصی برای ارتکاب جرم داشته‌اند؟ و همچنين از آمال و آرزوهايشان بشنويم. آنوقت است که حکم خواهيم داد به استحقاق ادامه زندگی آنها و اينکه راهی پيش رويشان بگذاريم که جبران مافات کنند و اثبات نمايند که عمدی در ارتکاب جرم نداشته و ناخواسته وارد ماجرايی شده‌اند که نتيجه آن داغدار شدن دو خانواده گرديده است. در کشور ما سالانه تعدادی نوجوان که در سنين کودکی مرتکب جرم شده‌اند به دار آويخته مي‌شوند و بدون آنکه فرصتی برای زيستن داشته باشند دار فانی را وداع مي‌گويند. در بسياری از پرونده‌هايی که داشته‌ام وقتی خبر اعدام قريب الوقوع نوجوانی در مطبوعات مطرح مي‌گردد عده بسياری از مردم خير و نيکوکارکه هيچ نسبتی با محکوم به اعدام ندارند اعلام آمادگی مي‌کنند که به هر نحو ممکن جان نوجوان در انتظار اعدام را نجات دهند در اين بين هنرمندان، ورزشکاران و حتی سياسيون پا پش گذاشته و از طرق مختلف سعی در رهايی نوجوان، از مرگ مي‌نمايند و اگر نوجوانی به دار آويخته شود نه تنها ديگران خوشحال نمي‌شوند بلکه متاثر و متاسف مي‌گردند و اگر رياست محترم قوه قضاييه و يا هر مقام ديگری دستور توقف اجرای حکم را صادر کنند نفسی راحت کشيده و خدا را سپاس مي‌گويند.
خبر به دار آويختن رضا حجازی در زندان اصفهان به همان اندازه ناراحت کننده بود که خبر توقف اجرای حکم بهمن سليميان که ۱۲ سال از عمر خود را در بدترين شرايط گذراند و از بلاتکليفي، خواسته است که هر چه زودتراعدام شود خوشحالمان کرد تمام اين موارد نشانه‌هايی از نياز جامعه به تغيير اين رويه ناشايست و گام برداشتن به سوی روشی منطقی و معقولانه است. امروز در شرايط و وضعيتی از اجتماع قرار داريم که دستگاه قضايی و مقننه مي‌بايست با ديد باز به واقعيتهای مسلم جامعه بنگرد و زمينه شکوفايی و پيشرفت تمام کودکان و نوجوانان را فراهم کند حقوق آنان را در اولويت قرار دهد و خشونت را از سطح اجتماع بزدايد. بديهی است با سلب آزادي، شلاق و گرفتن جان کودکانی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشته‌اند نمي‌توان به آرمان و اهداف سالم سازی محيط اجتماع کمک کرد و حتی نمي‌توان آن را به عنوان مسکن مورد استفاده قرار داد چرا که به دار آويختن کودکان زير ۱۸ سال به هيچ عنوان نمي‌تواند درس عبرتی برای کودکان ديگر شود. آنها هنوز پا به اجتماع نگذارده و هيچ تجربه‌ای در چگونه زيستن کسب نکرده‌اند. امروز دستگاه قضايی و مقننه مکلف است نيازی که در جامعه احساس مي‌شود فراهم کند و با درايت و تدبير، جلوی اجرای احکام مرگ را عليه نوجوانان اين مرز و بوم گرفته و با بازپروي، آنان را برای خدمت به هم نوعانشان به جامعه بازگردانند و مجازات مرگ را لااقل برای اين عده از نوجوان و کسانی که قصد و نيت نتيجه مجرمانه را ندارند منتفی نمايند. کافی است مروری به قوانين کشورهای مختلف بياندازيم و آماری از اعدام‌های اطفال زير ۱۸ سال بگيريم آنوقت خواهيم ديد که ايران رتبه اول را در اعدام اطفال زير ۱۸ سال کسب کرده و اکثر قريب به اتفاق کشورهای جهان مجازات اعدام را برای نوجوانان بي‌فايده و ناشايست دانسته و از قوانينشان برداشته‌اند. در نهايت - اگر مروری به قران، کلام خدا و معجزه حضرت محمد (ص) بياندازيم درخواهيم يافت که خداوند متعال در همه حال بخشنده و مهربان است حال چرا ما بخشنده و مهربان نباشيم؟ ما مي‌توانيم خشونت را برداريم و مهربانی و بخشندگی را جايگزين آن کنيم و با مهربانی و عطوفت خودمان، به ديگران درس سالم زيستن را بياموزانيم.

No comments: